به انتظار قصه های بی غصه

ورزشکارم دلاورم به نام یزدان پیروز باشمخندهخنده

وای وای تازه از باشگاه اومدم خونه ساعت 2:30 و نمیخوام نهار بخورم از گشنگی هم دارم ضعف میرم برا اینکه بتونم یکی و دوساعت خودمو سر گرم کنم گفتم بیام یکم اینجا حرف بزنم چه شوووووووووود گشنگی نکشیدید  ببینید چجوری بلبل میشیدنیشخند

وای از گشنگی نمیتونم تمرکز کنم اخه دیشب شام درس حسابیم نخوردم نگران نباشید جبران میکنم امشب از خجالت این معده در میام آخه امروز خیلی تلاش کردم بی سابقه بوتتتتتتت

خوب یه کوشولو حالم خوبه یهنی ندونم یکم با خدا دردو دل کنم میام پیشتون شما نخونید دهههههههه میگم نخونید خدا جونی گوشتو بیار بده من بعد برو بکارت برس این دوز جونیا یکمی کنجکاون اصنم مثل من سوپر فصول نیسن خوف میسی که اومتی

ختا جونی چلا من دیشب ذوقیدم ؟چرا این پدیده ایی به این مزخرفی انقد شیرینه ؟چیلا آخه این دوز داشتن باعث میشه خیلی چیزا رو یادت بره چیلا با اینکه ناراحنی و دلخور بازم یادت میره چی شده برا همین میگم دوز داشتن یه پدیده مزخرفیه من نمیخوااااااااااااام

دیروز خوشحال شدم از خوشحالیش و.........بقیشو خودت میدونی هیشکی مثل تو از دلم خبر نداره،افاااااااا حالا که پشت در موندید بمونید تو خماریزباننیشخند

وای چیلا نمیگذره گریه..آها از قالب وبلاگم بگم خوب چیلا هی میزنید تو گوش ذوقم خو خواستم یکم تنوع داشته باشم تازشم آهنگمم پرید حسش نیست پیداش کنم خمیازه

باشه عوضش میکنم البته هر وقت حیسش اومتاز خود راضی

میسی از دوزتایی که دفتن خشنگه اگه نبودن من الان معتاد شده بودم قلب

فصل آخر

یاد آلبوم فصل تازه احسان افتاده بیدم یادش بخیر

امروز دوز داشتم هچل هفت بنویسم که همینم شد

چند روز پیشا یکی از دوستام زنگیده بود یاد خاطرات گذشته ی نچندان دور دیدم بعضی خاطرات داره برام کم رنگ میشن یا بی رنگ گفتم خاطرات خوبین شاید بتونم بعضیهاشونو اینجا بنویسم تا هیچ وقت کم رنگ نشن البته بصورت داستان حالا تا بعد

آآآآآآآآآآخیش فک کنم یکم خالی شتممممممماز خود راضینیشخند

خوف خوف فعلا برم حالا باز یاتم اومت میام مینویسم

میسی از همه ی دوستام دوزتون دارم اونجور که میخواممژهقلب

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط وارِش نظرات ()


كد قالب جدید قالب های پیچك




خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست