به انتظار قصه های بی غصه

غریبه

 

کلافه ام

آشفته

خسته ،خسته

 

می خواهمتت

نه لمسِ دست هایت را

نه آغوش گرمت را

اینبار تمنای نگاهت را دارم

 

فقط نگاهت را

 

توانِ حرف نیست مرا

 مرا بخوان

مرا بفهم وآرامم کن

اشک هایم را پاک کن

اما نخواه جلوی بارشِ چشمانم را بگیرم

سکوت کن و نگاهت را به من بسپار

به انرژی نگاهت احتیاج دارم

 

از نگاهم خواهی فهمید

چقدر دلم گرفته

دلم چون کویری تشنه ،رو به خشکسالی می رود

سیرآبم کن

اینبار با نوازش چشمانت...

 

***اینجا پر شده از تکراره تو،تکرارِ نبودن های تو و من همچنان برایت  می نویسم ***

 

********

 

کاش میشد نگفت و فهمید

فقط میدانم

میفهممت

وچقدر تو صبوری و محکم

تحمل کردی شایدم میکنی ولی کسی نفهمید

فقط میتونم دعا کنم دلت آروم بگیره

و خدا کمکت کنه و خیرت و بخواد

دوست دارم

دوستون دارم

خیلی زیاد ......

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٠ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط وارِش نظرات ()


كد قالب جدید قالب های پیچك




خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست