چه بپرسی چه نپرسی چشم من پر از جوابِ

یووووووووووووووهو

وای چند روزه میخوام بنویسم فرصت پیش نمیاد

اومدم نشسم وبمو باز کردم یهو هوا بارونی شد

 

منم یه مدت احسان گوش نداده بودم گذاشتم با صدای بلند

 

عشقِ دیگه فقط تو هیچ خوابی نیست شبیه این عشق های قلابی نیست

عشقِ و نامه های راه دورش

میادو این پنجره ها وا میشه دلخوشی گم شده پیدا میشه

عشق میاد شهرو خبر دار کن این و برا همه تکرار کن

دوست دارم احساااااااااااااااانمژه

یه وقتایی فک میکردم وقتی اسمون میباره یعنی دلش گرفته چون خودمم دلم گرفتست

دوس میدارم آسمون بباره ولی آلان که خوفم بازم میدوسم بباره ببار آسموووون ببار

امروزم عصری جایی کار داشتم زد تو جاده ضبط و که روشن کردم دیدم به به

غریبِ آشنا دوست دارم بیااااااااااااااا

ای جانم چه حالی دادزبان

چه حسِ خوبیه وقتی فک میکنم میبینم دلم برا هیشکی نیست برا خودم ِ خوده خودم

نمیدونم حالا ناچارم یا هر چیزِ دیگه ایی می خوام سعی کنم شاید زندگی رنگ قشنگتری بخودش گرفت به آدم های دیگه هم اجازه ی

خالیبندی بدم:))

بازم رفته بودم دَدَر خیلی خوف بود خیلی خوش گذشت

روزها و خاطرات ی زیبا

با دوستای گلم تولده دسته جمعی گرفتیم 12 نفری بودیم 5شنبه 21 مهر

:::

4شنبه من و نفسم و محسن  رفتیم برا هماهنگی رستوران یاس و رزرو کنیم

قرار شد شیرینی بخریم من و نفس ...

فردا که رفتم قنادی چشم به کیک افتاد دلم خواست(خو آره شیکمو میباشم چیه مگه:(()

کیک خریدیم روشم دادم نبشتن تولدمون مبارک:))با یه شمع علامت سوال :D

بهد رفتیم رستوران بعد چن مین دو.. اومد بهدشم پ..بهدم گمون حاجی اومد یهو همه جیغ که وای ما کیک خریدیم چرا تو هم خریدی:))

که گفت عیبی نداره می خوریم ،بعد محسن اومت اه اه بو عرق میداد از باشگاه میومد اخه:))

بهدم صوری اومد بهدم عروس و دوماد عزیزمون تشریف اوردن

خولاصه جی اونایی که نبوتن خیلی خالی بود

مخصوصا وقتی کیک و اوردن همه برامون دست و سوت کشیدن گفتن تفلده کیه گفتیم هممون

 

شک نکردن یه مشت معیوب جمع شدیم=))

شب خیلی خوفی بود کلهم:D

عکسای شیراز هم بلاخره بدستم رسید یادش بخیر

ایشالله خدا قسمت کنه یه روزی عکسای حاجی اباد اینا بدستم برسه:))

هرچی عکس ها و خاطره هامون بیشتر میشه یجوری میشم

وقتی عکسارو نیگا نیگا میکردم میترسم دلم میگیره که یه روز مجبور شی همه اینا را پاک کنی

این همه روزای خوب و بذاری کنار خیلی سخته فکرشم غیر قابل تحمله تو دوستی هامون روزای بدم داشتیم ولی روزای خوبمون خیلی بیشتر بود

وقتی بر میگردم خونه دلتنگتون میشم همش اس ام اس میفرستم تا چند روز بگذره از جو خارج شم :D;-S

خدایا شکرت ،شکر،شکر

بخاطر بودن و نبودن آدمای درو برمقلب

الانم احسان داره این آهنگ و برام می خونهقلب

بذا همه بپرسن این کیه داره می خونه

بذا غمِ ته ترانه ناگفته نمونه

بذار بفهمن این صدای خسته مالِ من نیست

بذا همه بدون این ترانه مالِ اونِ

می خوام بخونم از چشای تو نگو نمیشه

غمی که از نگاه تو میاد ترانه میشه

تو شیرینیِ بانمک ترین ترانه هامی

نه دیروزی نه امروزی تو فردایی همیشه.........

 

دوستون دام همیشگی باشید و بیادمماچ

/ 7 نظر / 20 بازدید
نفیس همون که بهش میگی نفس :D

این چند روز واسه من هم خیلی خوب بود بلکم خیلی عالی :D

نفیس همون که بهش میگی نفس :D

ای وای من ، من کی رفتم امریکا خودم نیدونم :D

نفیس

منم دوستت دارم و به حضورت شادمانم خیلی زیهاد [ماچ]

نفیس

وقتی بر میگردی خونه من هم دلتنگت میشم ، و این دلتنگی ها رو دوست دارم [قلب]

لیلی سا

فدات شم...زیادی غصه نخور....مگه دنیا چند روزه؟! منم گاهی اینجوری می شم...ولی زیاد نباید بهش مجال داد...خب؟! بخند و مطمئن باش دنیا به روت می خنده...

مهسا

وا چرا این پستت تا دیروز نبود؟؟؟