اینجا سینه ها قهرن با مهربونی......

 

دخترک از ناچاری و سرگردونی خودرا در آغوش باد رها میکند

فارغ از هر اتفاقی به امید پرواز!!!

شاید باد توان خلاصش کردنش را داشته باشد،و مسیرش زندگی اش را عوض کند

یا صدای فریادهایش را به گوش همه گان  برساند

بگوید نمیخواهد دیگری باشد ،خودش را دوست می داردو میستاید

اجبار را نمیخواهد

خسته از سر گشتگی،اجبارها،جنگ ها،ستیزها...

دخترک شعار را دوست ندارد*انگار هیچ چیز را دوست ندارد ،بیزار از همکس و همه چیز*

اندیشیدن به فردایی زیبا وشاد و نیامدنش چه سود؟؟؟

دخترک در انتظار شکستن حصارهاست

سرکش و بی پروا

برودو بروددددددد

به کجا؟؟؟

مهم نیست

مهم رهایی از این قفس تنگ و خفه است

این میله های آهنی

روز بروز سخت ترو محکمتر میشوند

و دخترک ناتوانتر از دیروز

دخترک دگر آشفته می شودو پریشان

دخترک خسته از همه

******

در این آسمان بی کران ستاره ایی ندارم

یادت هست تو هم نداشتی؟!؟!؟!

 

 

بعضی از حرکات و عمل ها هستن که از هزارتا حرف تاثیرش

بیشتره،تا عمق وجود آدم نفوذ میکنه

با هیچ چیزی هم نمیشه کتمانش کرد...........

***خلوت دله تی تی***

 

**یه چند روزی هوای حوصلم ابریه زود خوب میشم میام بهتون سر میزنم **

 

 

 

/ 40 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
المیرا

سلام تی تی جونم خوبی خانمی ؟[ماچ] بابا من خوبم به لطف خدا از نصف چیزا خلاص شدم ...نوشته ی قشنگی بود نمی شه گفت باید بی خیال بود ولی می شه گفت بعضی وقتا دل احتیاج به بعضی چیزا داره که حکمش باختن نباشه بعضی وقتا خیلی چیزا هستن که ادمو ناراحت می کنن ولی بعد که فکر کنی می بینی واقعا لازم بوده تی تی خانمی با دلت کنار بیا بذار کمی بباره که سبک شه نذار ابری بمونه ...توکل به خدا کن می دونم که بارون رحمتش و رو سرت می بارونه [ماچ][بغل]

کوچولوترین ستاره

salam ty ty joon khobi merci ke bem sar mizani .alan kheili behtaram .neveshtat kheili ghashng bod [بغل]

شقایق

باشه ديگه !به من سر نزني ها

دیوونه

سلام با آرزوی بهترین ها ...[گل] بروزم و منتظر حضوره گرمت هستم [لبخند] شاد باشی و همیشه بهاری[گل][گل][گل]

فرفر

تی تی جون تو هم تو خلوت دلت چه چیزا میگی؟!!خیلی قشنگند

مجید اشتری

سلام ممنون که سر زدید بازم سر بزنید خوشحال میشم

امیر

سلام ممنون که سرزدی خوشحال میشم بیشتر سر بزنی در ضمن وبلاگت خیلی عالیه

مینا عجقه پرسپولیس

"دخترک از ناچاری و سرگردونی خودرا در آغوش باد رها میکند" دخترک ناچار است!! از غم و غصه و درد بی امان بیزار است!! باد می آید و او در تب یک گلزار است... "فارغ از هر اتفاقی به امید پرواز!!!" بیزار از غم اما، دل او تب دار است... آه پرواز... چه شبها که دو دستانش در آرزوی پرواز است... "شاید باد توان خلاصش کردنش را داشته باشد،و مسیرش زندگی اش را عوض کند" دخترک دستانش در بازوی باد است... دخترک چشمانش به انتظار راه است... دخترک .... "یا صدای فریادهایش را به گوش همه گان برساند" دخترک فریاد است!! دخترک فریادی بی صدا است... حنجره پاره کند اما،آن کس که نیاز است که باشد ....؟ "بگوید نمیخواهد دیگری باشد ،خودش را دوست می داردو میستاید اجبار را نمیخواهد" دخترک از سر اجبار ِ دلش، دیگری است!! دخترک از سر احساس ِ دلش، دیگری است.... "خسته از سر گشتگی،اجبارها،جنگ ها،ستیزها..." دخترک قصه ام اشک به روی گونه اش میریزد... دخترک خسته و سرگشته فقط میگرید... وای از دخترکم!!! "دخترک شعار را دوست ندارد*انگار هیچ چیز را دوست ندارد ،بیزار

مینا عجقه پرسپولیس

"دخترک شعار را دوست ندارد*انگار هیچ چیز را دوست ندارد ،بیزار از همکس و همه چیز*" دخترک قصه ام روزی همه چیز بود و بود..... روزی همه کس بود و بود.... روزی غیر او هیچ نبود!!! "اندیشیدن به فردایی زیبا وشاد و نیامدنش چه سود؟؟؟" دخترک ناز من تنها بود، تنها ولی آزاد، تنها ولی تنها!! تنها ولی شاد از آنچه خود داشت... "دخترک در انتظار شکستن حصارهاست" آه از دخترکم! که حصارش را ،همچو قصری بیتا، دوست میدارد... "سرکش و بی پروا برودو بروددددددد به کجا؟؟؟" میرود دخترکم... میرود تا آنجا ، که خودش باشد و خود!! "مهم نیست مهم رهایی از این قفس تنگ و خفه است" میرود تا شاید قفس تنگ و نفس فرسایش جز ز خاکستر یک عشق قدیم،چیز دیگر نفشارد در خود!! "این میله های آهنی روز بروز سخت ترو محکمتر میشوند" آه از قلب به هم فشرده ی دخترکم....!!! "و دخترک ناتوانتر از دیروز دخترک دگر آشفته می شودو پریشان دخترک خسته از همه" آه از آشفته دل دخترکم.....