و تو ای عشق ادرکنی...

تمامِ امروز را هم خیالِ باریدن داری ؟؟؟

 

ببار، ببار

دوست می دارم، تمامِ زیبایی هایی که قطره قطره برایم میفرستی

من

دخترکی از دیارِ تنهایی

از دیارِ دل گرفتگان

پنجره را باز میکنم

و خیره می مانم به این همه زیبایی و لطافتت

وتماشگرِ درختانی میشوم که با صدای این قطره ها همچون رقاصانی حرفه ایی

می رقصند و زوزه کشان می خواهند تو بباری فقط بباری

آنها عاشقند

عاشقِ بارانی که به آنها جان و روحِ تازه ایی دهد

 

و من

فقط می توانم لذت ببرم و فریاد کنم

 

دوستت دارم،دوستت دارم به اندازه ی همه ی این قطره های زیبایی که فرود می آید

 

قطره هایی که فرش میشوند و رقص کنان سر فرود می آورند تا بگویند در مقابل دوست داشتنم تعظیمت می کنند

 

و من

می ترسم

می ترسم

از نبودنت

دلم میگیرد ،میگرد

از اینکه بی تو ثانیه هایم به خوشی بگذرد

می خواهم همیشگی باشی

و سرمای وجودم را با آغوشت  گرم  کنی ی ی ی

 

و عاشقم بمانی

مانند این درختانی که همیشه عاشقِ باران میمانند....

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حورا

سلام تی تی جان واقعا متنت عالی بود مثل همیشه[گل]

ramin

قشنگ بود ممنون

امید

وقتی بارون میاد همه شاعر میشن درود

لیلی سا

وای چه خوشگل می شه آسمون وقت باریدن...من عاشق اینم بعد از بارون قدم بزنم......هوای تازه...نفس های تازه....روح تازه ی زندگی حتی

fatemeh

سلام تی تی جون به وبلاگ منم بیا

سارا

خیلی بارون دوستدارم کاش قطع نمیشد [گل]

محمد علی

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها برآن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و خراج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش ،روز روزگار را دستی نیست... دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت. [گل]